×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۸ دی - ۱۴۰۰  
true
true
دهدز و کرانه ی باختری ایذه را دریابید!

یکی از عجیب ترین و دردناک ترین حوادث این روزگار در کنار تمام اخبار تلخی که هر روز،ذهن و زبان ما را درگیر می کند و تحلیل می برد.نبود آب آشامیدنی در دیاری است که در میان دریاچه و سد و نیروگاه و رودخانه،محصور شده است. شاید نمونه ی مشابهی در جهان دیده نشده است که مانند دهدز مظلوم، در کنار در میان ۲ نیروگاه بزرگ و سد کارون۳ و ۴ قرار گرفته باشند اما در این روزهای کرونایی،ماه رمضان،فصل برداشت محصولات کشاورزی،مردم بیش از۲ هفته است که از آب آشامیدنی محروم مانده اند مانند تمام این۱۵ سالی که از آبگیری دریاچه سد کارون۳ گذشته و هر روز بر تعمیق مشکلات مردم افزوده شده است.

در طرح توجیهی این سدسازیها که عرصه و اعیان نزدیک به۴۰روستا و زندگی هزاران نفر را در خود فرو برد و حاشیه نشینی،فقر، بیکاری و کوچ اجباری را به دنبال آورده است گفته شده که برای تولید انرژی برق آبی کشور،کنترل سیلابهای فصلی و تامین آب مورد نیاز صنعت و کشاورزی دشتهای پایین دست، بر ضرورت ساخت این سدها،اصرار ورزیده شده است.از پیامدهای زیست محیطی تا رخداد تلخ گدار شهپیر و جان دادن۱۲ زن و کودک مظلوم.تا زیر آب رفتن جاده ها و پل های دسترسی به روستاهای دیگر تا نابودی زندگی مردگ کنار این سدها،در تمام این سالها نوشتند و گفتند و دریغا که گوشی برای شنیدن نبوده و نیست. سالها پیش سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور،طی نامه ی شماره ی ۲۳۴۵۳۹/۱۰۱ مورخه ی ۸۱/۱۲/۱۴ به هیات دولت و در اجرای ماده ی۸ آیین نامه ی اجرایی ماده ی۶۰ اصلاحی قانون برنامه ی توسعه ی سوم اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی۹ شهرستان محروم کشور را معرفی کرده که شاخص های توسعه ی این مناطق،زیر شاخص میانگین کشوری است

.نکته ی عجیب این گزارش آن است که بیش از۵۰٪این مناطق در خوزستان واقع شده اند.” یعنی شهرستانهای ایذه،باغملک،مسجدسلیمان،هفتکل،لالی و اندیکا” ۳ دولت از زمان آن گزارش تاکنون بر مصدر امور اجرایی کشور تکیه زدند و نه تنها شاخص های توسعه ی این مناطق،شاهد رشدی تاثیرگذار نبوده اند که هر روز بر عمیق مشکلات و فقدان امکانات زیرساختی این مناطق افزوده شده است. از دیگر سو بر اساس بند ج ماده ی ۱۳۷ قانون برنامه ی توسعه سوم،دولت ملکف شده بود که تمام روستاهای بالای۲۰ خانوار را از نعمت آب،برق،جاده،مدرسه و…بدخوردار نماید! این در حالی است که پس از گذشت سالها هنوز،دولتها به تعهدات خود عمل نکرده اند و روز به روز،این مشکلات بر رنج زندگی مردم افزوده و می افزایند.

همانگونه که عدم تعهدات شرکت توسعه ی منابع آب و نیروی کشور در دهدز،زمینه ساز فاجعه ی گدار شهپیر شد. آنچه امروز در دهدز شاهدیم نتیجه ی انباشت مطالبات و مشکلات زندگی مردم و بازتولید فقر و کاستی های رنج آفرین است.کدام مسوول میانی و کلان پاسخ خواهد داد که چگونه، سد کارون۳ با حجمی معادل۳ میلیارد متر مکعب آب و کارون۴ معادل۲میلیارد متر مکعب،بالا و پایین دست دهدز و روستاهای آن بخش مظلوم را در بر گرفته باشند اما مردم در این شرایط همانند ۱۵ سال گذشته، در حسرت آب آشامیدنی سالم در چنبره ی مشکلات،گرفتار آمده باشند؟ چه کسی باید پاسخگوی این حجم از آسیب و رنج مردمی باشد که در میان دریایی از آب شیرین محصور شده،اما خود،از آب آشامیدنی بی بهره مانده اند؟

اگر یک نهاد بی طرف،پژوهش دراز دامنی درباره ی اثرات مخرب این سیاستهای آبی بر زندگی مردم این مناطق انجام دهد بیشتر به عمق فاجعه،پی خواهیم برد.آمار رو به تزاید خودکشی،فقر،طلاق،کوچ اجباری و دیگر آسیب های اجتماعی،از ملموس ترین پیامدهای این سیاستهای اشتباه بوده و است.آیا برخورداری از آب آشامیدنی برای شهروندان ما،مطالبه ی زیادی است؟ اگر آنچه را که در گزارش مرکز پژوهش های مجلس و در خصوص بحران های زیست محیطی و آب در ۳۰سال آینده ی کشور آمده است مبنای تحلیل و قضاوت قرار دهیم با چشم حیرت خواهیم دهید که امروز نیز این بحرانها وجود دارند و زندگی مردم را در سراشیبی سقوط و نابودی قرار داده اند اما؛گوشی برای شنیدن نیست و هیج دولت و دلتمردی، پاسخگوی عملکرد خود نبوده است.

true
برچسب ها : , ,
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true