×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۹ فروردین - ۱۴۰۰  
true
true
مدیریت جلوگیری از کاهش عملکرد در سیستم تولید نیشکر

پس از رکود بهره وری ۲۰ساله (۱۹۹۰-۱۹۷۰) در صنعت نیشکر استرالیا سازمان اقدام مشترک  Sydgy
(Sugar yeild Decline joint Venture) متشکل از سازمانهای مشروحه زیر جهت بررسی موضوع کاهش عملکرد در سال ۱۹۹۳ تشکیل گردید و فعالیت تحقیقاتی آن تا سال ۲۰۰۵ ادامه یافت و رهبری آن  بعهده دکتر الن گار ساید بود.

۱-Sugar Research and Development Corporation Or SRDC

۲- Burea Of Sugar Experiment Stations Or BSES

۳- The Commonwealth Scientific and Industrial Research Organisation  (CSIRO)

۴-The Queens Land Government Department Of Primary Industries and Natural Resources joined in 1995

دستاورد مطالعاتی این سازمان  طراحی سیستم  نوین تولید نیشکر است  که پایه و اساس آن حذف سیستم تک محصولی تولید نیشکر(کاربرد تناوب زراعی در نیشکر) ،نگهداری مواد آلی با روش برداشت سبز  ونگهداری بقایای محصول روی سطح خاک، کم خاک ورزی، بی خاک ورزی و کنترل ترافیک  است.

مدیریت جلوگیری از کاهش عملکرد در سیستم تولید نیشکر استرالیا

By A.L. Garside1* , M.J. Bell2 , B.G. Robotham1, 4 , R.C. Magarey1, 5 and G.R. Stirling3

اقدام مشترک صنعت نیشکر استرالیا در بررسی علل کاهش عملکرد نیشکر(۱۹۹۳-۲۰۰۵)

  1. اداره ایستگاههای تحقیقاتی نیشکر استرالیا(BSES) ایستگاههای تحقیقاتی تونز ویل(TOWNSVILLE) ،بوندابرگ(BUNDABERG) و تولی(TULLY)
  2. بخش صنایع مادر و منابع طبیعی دولت ایالتی کوینزلند- استرالیا
  3. مرکز تحقیقات حفاظت بیولوژیکی از محصول موگیل (Moggill) ایالت کوینزلند- استرالیا

این مقاله خلاصه ای است  ازیافته های ده سال پژوهش سازمان اقدام مشترک صنعت نیشکر استرالیا درباره کاهش بازده نیشکر.گر چه یافته های اخرین پژوهش بیان می کند که کاهش بازده نیشکر ممکن است مربوط به اثرات زیانبار پاتوژن روی سیستم ریشه نیشکر باشد ولی کاهش بازده نیشکر موضوع پیچیده ای است که بوسیله شماری ازعوامل نامتعادل کننده سیستم تولید نیشکر بوجود می‌آید.تخریب خاک نتیجه سیستم تک محصولی تولید نیشکر در طولانی مدت و چگونگی انجام عملیاتهای مختلف کشاورزی مربوط به ان می باشد.یک پژوهش ویژه نشان میدهد که سیستم تک محصولی تولید نیشکر به مدت طولانی ،عدم کنترل ترافیک در مزرعه و خاکورزی بیش از حد مورد نیاز (خاکورزی خشن)همراه با عملیاتی که سبب تهی کردن خاک از مواد الی می شوند،همه در کاهش بازده تولید نیشکر نقش دارند.استدلال شده است تغییراتی در سیستم تولید نیشکر که باعث نگهداری مواد الی خاک ،حذف شیوه تک محصولی تولید نیشکر ،کنترل ترافیک و استفاده از شیوه کم خاکورزی گردد.مناسب ترین راهکار برای مبارزه با کاهش بازده تولید نیشکر می باشد.اکنون تکنولوژی ترکیب تغییرات درون سیستم تولید نیشکردر دسترس می باشد و پایداری بیشتر،سود اوری و سازگاری زیست محیطی سیستم تولید نیشکر مورد نظر می باشد.هدف تجویز یک سیستم خاص نمی باشد.بلکه خیلی از شیوه ها و راهکارهای متنوعی که اساس آنها حفظ مواد الی خاک،حذف سیستم تک محصولی تولید نیشکر،کنترل ترافیک و کم خاکورزی باشند می توانند مورد پذیرش قرار گیرند.

بیش از نیم قرن است که سیستم تولید نیشکر در سراسر دنیا با کاهش بازده روبرو شده است.در ابتدا کاهش بازده نیشکر به عنوان یک کاهش اشکار در ظرفیت تولیدی واریته های نیشکر به دلیل تغییر ژنتیکی در نظر گرفته شد(Arceneaux and Hebert, 1943; coleman, 1974). با این حال در بسیاری از اسناد ثبت شده بعدی امده است که کاهش بازده تولید نیشکر مرتبط با بیماری کوتولگی راتون[۱] می باشد(king and stindi,1953). زیرا هیچ مدارک و شواهدی از تغییر ژنتیکی درون واریته های نیشکر ثبت نگردید (Mangelsdorf, 1959 ;moore et al ,1993). در بیشتر سالهای اخیر به روشنی مشخص شده است که کاهش بازده تولید نیشکر در ارتباط با شیوه تک محصولی تولید نیشکر و عملیاتهای کشاورزی مرتبط با ان که باعث تخریب خاک گردیده اند می باشد.در صنعت نیشکر استرالیا کاهش بازده اینگونه تعریف شده است: کاهش ظرفیت تولیدی خاکهایی که به مدت طولانی به صورت تک محصولی تحت کشت نیشکر بودند (Garside et al, 1997a).به نظر می رسد کاهش بازده تولید نیشکر بخشی از تاریخ نیشکر استرالیا می باشد که از سال ۱۹۰۰ میلادی (Maxwell, 1900) به عنوان کاهش بازده تولید نیشکر تحت کشت تک محصولی  ثبت گردیده است. در حالی که BELL(1938و۱۹۳۵( کاهش بازده نیشکر را به کاهش حاصلخیزی خاک وپاتوژنهای ریشه نسبت داده است با این حال اثر کاهش بازده در صنعت نیشکر به این گستردگی کاملامورد توجه قرار نگرفته بود تا اینکه تولید نیشکر با یک دوره رکود بهره وری بیست ساله(۱۹۹۰-۱۹۷۰( روبرو گردید(Srdc, 1995). تصور میگردد که این رکود بهره وری عمدتا به دلیل تشدید و تداوم کشت تک محصولی نیشکر بود. که موجب گردید از طریق ترویج پذیرش سیستم شخم زدن و کشت مجدد مزارع (ایش) و هزینه های ان ،محدودیتهای تعیین شده دوران رکود بهره وری دهه هفتاد قرن نوزدهم (Wegener, 1985) برچیده شوند.بیش از این نیشکر کاران هر ساله قادر بودند از ۷۵ درصد زمین اختصاصی خود نیشکر برداشت نمایند و مجبور بودند ۲۵ درصد ان را آیش و به کشت لگوم جهت کود سبز اختصاص دهند. همزمان با افزایش ایش (شخم زدن و کشت مجدد) ناهنجاری ریشه نیشکر به نام سندروم ضعف ریشه[۲] نمایان شد (Egan etal, 1984).

مطالعات برای شناخت ناهنجاری ریشه روی قارچ عامل پاتوژن متمرکز شد و منجربه جداسازی پاتوژن پاکی مترا کاناریزا(phachymetra chaunorhiza) از ریشه گردید که به عنوان یکی از عوامل کاهش بازده نیشکر شناخته شده است. بازده نیشکر در واریته های مقاوم به قارچ پاکی مترا حدود ۴۰ درصد افزایش پیدا کرد(Magarey, 1994).هنگامیکه خاک زراعی نیشکر در مدت طولانی با متیل برماید ضد عفونی گردید بازده بالاتری (بیشتر از ۱۰۰ درصد)بدست امد( croft et al,1984).با این حال زمانیکه واریته های مقاوم و غیر مقاوم به قارچ پاکسی ترا در خاکهای ضد عفونی شده و ضد عفونی نشده با متیل برماید کشت شدند واریته های مقاوم به قارچ بازده بالاتری داشتنداما هنوز ۳۶ درصد افزایش بازده واریته های مقاوم به قارچ پاکسی مترا مربوط به استفاده از قارچ کش بود. که به روشنی بیشتری ارتباط ناهنجاری ریشه را با قارچ پاکسی مترا نشان می دهد (A.P.Hurney,unpublished data).با وجود این برنامه پژوهش بعدی با هدف جداسازی سایر پاتوژن ها از ریشه با موفقیت کمی روبرو شد .

Magarey etal, 1995)).صرف نظر از مطالب فوق تردیدی وجود ندارد که عوامل بیولوژیکی یکی از اجزا مهم کاهش عملکرد بودند.در بررسی دقیق تغییرات در سیستم تولید نیشکراسترالیا در دهه ۶۰و ۷۰ قرن نوزدهم میلادی به روشنی مشخص است که کلیه اجزا سیستم تولید نیشکر به غیر ازشیوه تک محصولی در خلال این دوره تغییر کردند.برای نمونه گسترش قابل توجه کشت نیشکر بر روی زمینهای فقیر ،تردد ماشینهای سنگین برداشت و حمل نیشکرجهت استفاده مورد پذیرش قرار گرفتند، تعداد راتونها  افزایش یافت ، ماشین الات برای کشت فشرده در دسترس قرار گرفت و مصرف کود ازته به شکل قابل توجهی افزایش یافت. سازمان اقدام مشترک صنعت نیشکر استرالیا ( SYDJV) در ۱۹۹۳ با هدف پژوهش روی کاهش بازده نیشکر تاسیس گردید و گر چه پژوهشهای پیشین نشان داد که ریشه ها درگیر قارچ عامل پاتوژن هستند (Magarey and croft ,1995) اما به گروه پژوهش منشور گسترده تری نسبت به تحقیقات خاص روی پاتوژن داده شد همچنین ضروری بود که بدانیم کاهش بازده نیشکر به کشت یک گونه در یک دوره طولانی ،نوع عملیات کشاورزی یا به ترکیبی از هر دو عامل بستگی دارد.

SYDJV  (سازمان اقدام مشترک صنعت نیشکر استرالیا )با این پیش فرض اغاز به کارکرد که کاهش بازده تولید نیشکر موضوع پیچیده ای است که به احتمال بسیار به شماری از خصوصیات تخریب شده خاک یا عدم تعادل در سیستم تولید نیشکر بستگی دارد.

این مقاله چکیده ای است از روشهای بکار گرفته شده در بررسی یافته های بیش از یک دهه تحقیق و توسعه توسط SYDJV  که نشان میدهد چگونه این دستاوردها اثرات عوامل کاهش دهنده بازده تولید را تعدیل کردند و در توسعه سیستم جدید تولید نیشکر که اساس ان پایداری بیشتر ،سوداوری و سازگاری زیست محیطی می باشد نقش ایفا نمودند.

شناسایی خصوصیات تخریب شده خاک :ارزیابی خاکها ی قدیم و جدید

نخستین مطالعات SYDJV  ارزیابی مقایسه ای یک خاک قدیم  (حداقل ۲۰ سال تحت کشت نیشکر و سیستم برداشت سوخته قرار داشت) و یک خاک جدید (خاک دست نخورده یا نخستین سال بود تحت کشت نیشکر قرار داشت )بود که برای شناسایی تفاوتهای خواص انها انجام گرفت. اساسا نتایج نشان داد که خواص شیمیایی (Bramley etal, 1996; skiemstad etal, 1995)،فیزیکی
(Ford and bristow, 1995) و بیولوژیکی (holtend mayer ,1995; Pankhurst etal, 1996; Magarey etal ,1997) خاک قدیمی تحت کشت نیشکر تخریب شدند.هر چند خواص شیمیایی ،فیزیکی و بیولوژیکی خاکها بین مکانهای ازمایش بستگی به نوع خاک ،شرایط اقلیمی و مدیریت متفاوت بودند.علاوه بر این بازده نیشکر در خاکهای قدیمی کمتر بود (Garside and nable,1996; carside etal,1997).عوامل اصلی اختلاف بین خاکهای قدیمی و جدید بوسیله گارساید و همکاران بطور مختصر بیان شدند(۱۹۹۷( .این عوامل در خاکهای قدیمی شامل اسید یته  بیشتر یا کربن الی کمتر،ظرفیت تبادل کاتیونی کمتر،قابلیت تبادل الومنیوم بیشتر ،میزان مس و روی کمتر ،نماتد های پارازیت بیشتر،بیوماس میکروبی کمتر ، مقاومت نفوذ بیشتر (فشردگی بیشتر ) و میزان نفوذ پذیری وذخیره اب کمتری می باشند.تغییرات فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی که در اثر کشت طولانی مدت کشت نیشکر اتفاق افتادند به روشنی نشان می دهند که علت کاهش بازده نیشکر تخریب خاک می باشد مشکل بوجود امده پیچیده است و برای رفع ان باید کلیه عواملی که در تخریب خاک نقش داشتند در نظر گرفته شوند زیرا کسب دستاوردهای بزرگ در مقابله جداگانه و سنتی با این مشکلات (تخریب خصوصیات فیزیکی ،شیمیایی و بیولوژیکی)که پیش از این انجام می شده است امکان پذیر نمی باشد و بعید بنظر می رسد که مشکلات در عمل حل گردند رویکر اتخاذ شده توسط SYDJV بررسی راهکار های عملی برای بهبود خصوصیات تخریب شده خاک بود. در این راستا تصمیم گرفته شد که اگر شیوه تک محصولی تولید نیشکر بر چیده شود( تناوب زراعی یا چرخش گونه های نیشکر) ،خاکورزی بیش از اندازه برای کشت کاهش یابد (کم خاکورزی یا بدون خاک ورزی)و حرکت ماشین های سنگین(ماشین های برداشت و حمل نیشکر) از ردیف های نیشکر دور گردند سپس با کاهش فشردگی خاک از طریق اجرای کنترل ترافیک فرصت خوبی برای بهبود سیستم تولید نیشکر بوجود خواهد امد.نخستین ازمایشها در سه حوزه جداگانه انجام گردید .پیش از اغاز بکار sydjv روش سوختن مزارع نیشکر پیش از برداشت به عنوان یک عمل مناسب مورد پرسش قرار گرفته بود و برداشت سبز و حفظ تراش روی سطح مزرعه یعنی  سیستم GCTBدر بعضی نواحی به عنوان یک راهکار مورد قبول استقرار یافته بود.به نظر می رسد گنجاندن  GCTBدر سیستم تولید نیشکر از روند رو به کاهش مواد الی خاک حداقل در سطح خاک جلوگیری به عمل می اورد(wood ,1986,1991).

پژوهش در مورد اجزا ی سیستم تولید نیشکر:

برداشت سبز و حفظ تراش روی سطح مزرعه)سیتم(GCTB

در دهه سی قرن نوزدهم به منظور حفاظت از ساقه های برش یافته نیشکر در برابر بیماری ایجاد شده بوسیله لپتواسپیروزیس(Leptospirosis) یافت شده در ادرار موش برداشت سبز متوقف و برداشت سوخته در صنعت نیشکر استرالیا رایج گردید زیرا این بیماری را مرتبط با برداشت سبز می‌دانستند.
با ظهور برداشت مکانیکی در مقیاس بزرگ در دهه هفتم قرن نوزدهم میلادی (۱۹۷۰ ) خطر لپتوالپیروزیس به شکل قابل توجهی کاهش یافت و نیاز به سوختن نیشکر کمتر شد. گر چه بعضی از نیشکر کاران در نواحی گرم و مرطوب ساحلی به دلیل نگرانی از تخریب خاک و کاهش بهره وری استفاده از سیستم برداشت سبز و نگهداری تراش روی سطح مزرعه را اغاز نمودند(wood,1985). اما اکثریت بزرگ نیشکر کاران فقط به دلیل کاهش بارندگی و پایین بودن قیمتها در اواسط دهه هشتاد این نظریه را پذیرفتند (wood, 1991). طرف نظر از انگیزه های اولیه برای پذیرش GCTB پیشرفتهای قابل توجهی در سود اوری از طریق کاهش نیروی کار و صرفه جویی در هزینه ها،کاهش عملیات خاکورزی و کاهش خسارت به محصول در برداشت با شرایط مرطوب از مزایای بارز این تغییر هستند(Smith, 1993).علاوه بر این سودمندیهای فوق مزایای دیگری شامل بهبود مواد الی خاک ،حفظ مواد غذایی ،تنوع زیستی بیشتر ،افزایش ظرفیت نگهداری اب در خاک ،کاهش هزینه‌های کنترل علفهای هرز و آفات نیز شناسایی شدند(Garside etal, 1997). همچنین عملیات    خاکورزی  برای تولید محصول راتون از زمان استفاده از GTCB حذف شده است.از لحاظ تاریخی GTCB تغییر نسبتا بزرگی در سیستم تولید نیشکر می باشد و مزایای بسیاری مانند بهبود خصوصیات خاک  وکاهش قابل توجه هزینه هاشناخته شدند. اما نتایج عملکرد اولیه این سیستم در مقایسه با سیستم برداشت سوخته با امار و اطلاعات جهت دار و یکسویه متغیر بودند واین موضوع باعث سردرگمی نیشکر کاران گردید. علاوه بر این نیشکر کاران نگرانیها ی خود را در مورد کاهش بهره وری ،مشکلات برداشت و نیاز به تغییر در عملیات کشاورزی را بیان می کردند این نگرانیها باعث کندی روند جایگزینی سیستم GCTBبه جای سیستم برداشت سوخته گردید(Norish, 1996). با این حال اکنون تردیدی وجود ندارد که بنا نهادن GCTB در صنعت نیشکر استرالیا سودمند یهایی مانند افزایش قابل توجه در بهره وری وپایداری را به ارمغان اوردومهارت نیشکر کاران در مدیریت برداشت سبز نیز افزایش یافت تقریبا ۸۰ درصد محصول نیشکر در کشور استرالیا به صورت سبز برداشت میگردد. جالب است حدس بزنیم که چه میزان از بهره وری  و پایداری ممکن است مستقیما از سیستم GCTB  بدست امده است ولی باید اجازه داده شوداین سیستم به طور پیوسته توسعه یابد و  تغییرات در خصوصیات خاک به دقت تحت کنترل قرار گیرند حداقل برخی از خصوصیات تخریب شده  خاک که در نخستین مطالعات SYDJV در دو مکان اندازه گیری شدند که در بالا مورد بحث قرار گرفتند ممکن است موضوع عمده در استقرار سیستم GCTB  نبوده اند.احتمالا این سیستم در مطالعات انجام شده بوسیله WOOD  در سال (۱۹۹۱و۱۹۸۶،۱۹۸۵) پیشنهاد شده است.

شکستن سیستم تک محصولی تولید نیشکر(استفاده از تناوب زراعی)

آزمایشهای تناوب زراعی کوتاه مدت و دراز مدت با هدف شکستن سیستم تک محصولی تولید نیشکر و اندازه گیری اثر ان  روی رشد و بازده نیشکر در سالهای ۱۹۹۴,۱۹۹۳ بوسیله SYDJV  اغاز گردید .زمانی که بعد از ازمایشهای تناوب زراعی نیشکر کشت گردید بهبود بزرگی در بازده نیشکر (۳۰-۲۰ درصد) گزارش گردید. در تناوب زراعی از سویا یا بادام زمینی، مرتع[۳] وزمین برهنه استفاده گردیده بود(Garsid etal; 1999, 2000a, 2001, 2002a).این افزایش بازده با بهبود یافتن خصوصیات شیمیایی (Moody etal ;1999)،فیزیکی (braunak etal ;2003) و  بیولوژکی (stirling etal ;1996,2001; pankhurste etal;1999,2000,2003) و بویژه خواص فیزیکی خاک مرتبط بود..پس ازاینکه نتایج ازمایشهایی تناوب زراعی در صنعت نیشکر اشکار گشت بازده نیشکردر نواحی که تحت کشت لگوم[۴] قرار گرفتند و به خوبی مدیریت می شدند به شکل قابل توجهی افزایش یافت.همجنین علاوه بر ازمایشهای تناوب زراعی SYDJV پژوهشهایی برای انتخاب مناسب ترین گونه های لگوم در تناوب زراعی نیشکرو بهترین شیوه های مدیریت برای بیشینه کردن مزایای لگومها را انجام داد(Garside and bell, 2001).ایشهای سنتی لگوم به شکل ضعیفی مدیریت می شدند.به طور مثال زراعت لوبیا چشم بلبلی از ضعف شیوه کشت، رقابت شدید علفهای هرز، ابیاری به شیوه غرقابی وبیماری ریشه اسیب می دید (Croft 1988, Garside etal; 1996).لگومها از یک طرف باعث تثبیت نیتروژن در خاک می شدند(یک محصول سویای خوب نیاز کود نیتروژن غیر الی را برای محصول پلنت نیشکر تامین می کند) و از طرف دیگر سلامتی خاک را بهبود می بخشند(تعادل خوب میان خواص شیمیایی ،فیزیکی و بیولوژیکی در خاک را سلامتی خاک گویند) (Garside etal;1996,1997,1998;Nobleand). اگر لگوم مخالف روش سنتی که ان را با خاک مخلوط می کردند به صورت مالچ روی سطح خاک باقی بماند فواید ان به حداکثر می رسد زیرا عمل معدنی شدن به ارامی بیشتری صورت می گیرد  و قابلیت در دسترس بودن ان برای گیاه نیشکردر زمان مورد نیاز بیشتر است.

(Garside etal; 1997;Noble and Garside,2000; bell etal,2003; Garside and berthelsen ,2004)

علاوه بر این در توسعه زراعتهایی مانند سویا و بادام زمینی افزایش سوداوری وجود دارد و پول نقدی که از فروش این محصولات در تناوب زراعی نیشکر بدست می اید مفت می باشد (Bell etal ,1998).زمانیکه هر یک از هشت ازمایش طولانی مدت تناوب زراعی به کشت نیشکر برگشتند،کشت نیشکرپس از انواع تناوب زراعی با سیستم مستمرتک محصولی و سیستم تک محصولی تولید نیشکر که خاک ان بین دوره های  محصول بوسیله متیل برماید ضد عفونی می شد مورد مقایسه قرار گرفت(Garside etal; 1999,2000; bell etal,2000)

در بیشتر موارد ازمایشها در مزارع راتون انجام گرفت و بالاترین بازده از مزارعی که طولانی ترین مدت تحت تناوب زراعی قرار داشتند به دست امد گر چه  دریک تناوب زراعی فقط شش ماهه تولید به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد.

علاوه براین یک روند کلی وجود داشت که هنگام استفاده از مرتع در تناوب زراعی بازده محصول نیشکر نسبت به دیگر محصولات مانند سویا و بادام زمینی  بیشتر بود.

زمانی که پس از مرتع محصول نیشکر کشت گردید بازده محصول نسبت به آیش زمین به صورت لخت نیز بیشتر بود. (Garside eta 10 , 1999 , 2000 a , 20 , 2a)

دلایل بازده های متفاوت به روشنی مشخص نیست اما ممکن است با شیوه های مختلف مدیریت خاکورزی و ورودی مواد آلی به خاک مرتبط باشد.

 هنگام  استفاده از محصولات زراعی مانند سویا و بادام زمینی در تناوب، تهیه زمین به شکل مرسوم انجام می گردد (خاکورزی ، رشد گیاه و ورود مواد آلی به خاک) ، مدیریت در تناوب زراعی مرتع

 pastureبدین صورت است که محصول مرتع به شکل دوره ای برش و روی سطح خاک باقی می ماند (بدون خاکورزی ، رشد گیاه و ورود مواد آلی به خاک) و مدیریت آیش زمین لختbare fallow (بدون خاکورزی ، بدون رشد گیاه و بدون ورود مواد آلی به خاک) بدین گونه صورت می گیرد که با استفاده از علف کش زمین عاری از هرگونه گیاه می شود.

بازده محصول پلنت نیشکر در خاک ضدعفونی شده نسبت به تناوب محصولات زراعی بالاتر بود (شکل۱) اما در محصول را توان بازده محصول نیشکر در خاک ضدعفونی شده نسبت تناوب محصولات زراعی کمتر بود. (شکل۲)

شکل ۱: اثر کشت مستمر نیشکر، کشت مستمر نیشکر در مزارعی که خاک آنها با متیل برماید ضدعفونی گردید و میانگین انجام شماری از تناوب‌های زراعی روی عملکرد پلنت نیشکر (تن درهکتار) در چندین آزمایش تناوب زراعی

PO/RP : آیش مزرعه  مسن و کم بازده نیشکر و کشت مجدد آن پس از انجام عملیات خاک‌ورزی (شیوه متداول در شرکت توسعه نیشکر)

FUM: ضدعفونی کردن خاک زراعی با متیل برماید

Mean of Breaks: میانگین بازده نیشکر پس از انجام آزمایشهای تناوب زراعی

شکل ۲: اثر کشت مستمر نیشکر، کشت مستمر نیشکر در مزارعی که خاک آنها با متیل برماید ضدعفونی گردید و میانگین انجام شماری از تناوب‌های زراعی روی عملکرد راتون ۱ نیشکر (تن درهکتار) در چندین آزمایش تناوب زراعی

جدول ۱: درصد عکس العمل عملکرد نیشکر نسبت به ضدعفونی کردن خاک تحت کشت تک محصولی نیشکر با قارچ کش متیل برماید و سپس کشت آن و کشت نیشکر پس از اجرای تناوب زراعی
 
درصد عکس العمل عملکرد نیشکر نسبت به سیستم تک محصولی نیشکر
نوع محصول خاک ضدعفونی شده با قارچ‌کش میانگین تناوب زراعی
پلنت ۴۲ ۲۹
راتون ۱۶ ۲۱

درصد پاسخ به

 

 

 

 

ضدعفونی کردن و تناوب زراعی در جدول ۱ نشان داده شده است. این نتایج احتمالاً با از بین بردن کلیه موجودات خاکزیbiota [۵] سیستم بوسیله ضدعفونی کردن خاک مرتبط باشد اما محیط مساعدی نیز برای استقرار مجدد و سریع میکروارگانیزم های نیشکر فراهم نمود در حالی که در تناوب زراعی تنوع میکروارگانیزم ها در خاک بیشتر شدند و برای یک دوره طولانی تر پس از اینکه دوباره زمین تحت کشت نیشکر قرار گرفت زنده ماندند. (Pankhurst eta 10 , 1999)

کنترل ترافیک و کم خاکورزی و بدون خاکورزی

همچنین SYDJV پ‍‍ژوهش در مورد کم خاکورزی و کنترل ترافیک را آغاز نموده بطور مثال فشردگی خاک که ناشی از تردد ماشین آلات سنگین مرتبط با برداشت و حمل نیشکر می باشد به عنوان یک مشکل قابل توجه به رسمیت شناخته شد.

Braunack etal , 1999 , Braunack and MC Garry , 1998 ; Braunack , 1998 ; Braunack and peaty , 1999 , Garside etal , 2000 C).

آزمایشهای بدون خاکورزی با خاکورزی متداول و سنتی مقایسه گردیدند و در آزمایشهای بدون خاکورزی کاهش بازده محصول نسبت خاکورزی سنتی مشاهده نگردید و ضمناً یک حالت آیش را نیز فراهم شد.

(Braunack etal , 1999 , Garside etal , 2000 C)

همچنین صرفه جویی قابل توجهی در مصرف سوخت ، هزینه های کارگری و ساعت کار تراکتور بدست آمد. (Will cox etal , 2000)

علاوه بر این   بهبود در خصوصیات فیزیکی و بیولوژیکی  اندازه گیری می شد.

(Braunack and magavey , 2000).

در دیگر مطالعات اثر کنترل ترافیک در مورد مجزا کردن مسیرهای حرکت از ردیف های محصول مورد بررسی قرار گرفت و شماری از مزایا از جمله کاهش قابل توجه در فشردگی خاک بدست آمد.

(Braunack and peaty , 1999 ; Braunack and hurney , 2000 ; Bell etal , 2001).

یکی از مشکلات عمده  ایجاد فشردگی خاک در سیستم تولید نیشکر استرالیا غیرهمسان  بودن فاصله چرخهای ماشین آلات (اندازه مرکز به مرکز چرخها) و فاصله ردیف های کشت می باشد. در سیستم سنتی تولید نیشکر فاصله ردیف های کشت ۵/۱ متر  می باشددر حالی که فاصله چرخهای ماشین آلات برداشت و حمل نیشکر (اندازه مرکز به مرکز چرخها از نظر عرضی) بین ۸/۱ تا ۹/۱ متر می باشند. لذا با نقشه کشت انطباق ندارند.

با این وضعیت وخطای  اپراتورها چرخها روی نواحی رشد محصول حرکت می کنند و باعث فشردگی خاک می شود که تا حد زیادی کاهش محصول در راتونهای بعدی اجتناب ناپذیر است.

(Norris eta 10 , 2000 ; Bell eta 10 , 2001 ; Robothan , 2003).

اثار زیانبار ان در برداشت با شرایط مرطوب بیشتر اشکار می گردد(Garside, 2004) .پافشاری روی کشت با فاصله ۱٫۵ متر بر این باور استوار است که اگر فاصله ردیفهای کشت افزایش یابد تولید نیشکر کاهش می یابد. با این حال مطالعات اخیر روی فاصله ردیفها  و تراکم محصول نشان می دهد که گیاه نیشکر دارای درجه ای ازانعطاف پذیری زیست محیطی است که افزایش فاصله ردیفهای نیشکر و سازگار کردن انها با فاصله چرخهای ماشین الات را بدون کاهش محصول ممکن می سازد . همچنین با سازگارکردن فاصله ردیفهای کشت و فاصله چرخهای ماشین الات امکان اجرای کنترل ترافیک نیز فراهم می گردد.(Garside etal;2002; Garside etal; 2004; robothamand Garside,2004).

ترکیبی از برداشت سبز ،حفظ بقایا روی سطح خاک و شکستن سیستم تک محصولی تولید نیشکر ،کم خاکورزی و کنترل ترافیک در سیستم تولید نیشکر

مطالعات اخیر روی کشت دو ردیفه با فاصله ردیفهای ۱۸۵ سانتی متری نشان میدهد که بازده محصول مانند کشت تک ردیفه با فاصله ۱۵۰ سانتی متر می باشد

(a.l.garside b.g robotham,unpublished, etal). هر یک موارد یعنی از برداشت سبز،استفاده از لگوم در تناوب زراعی ،کم خاکورزی و کنترل ترافیک  بازده نیشکر را بهبود بخشیدند ویا هزینه ها ی تولید نیشکر را کاهش دادند بنابراین اگر همه انها در یک  سیستم تولید نیشکر ترکیب شوند احتمالا سود قابل توجهی بدست خواهد امد.

اساسا برنامه کنونیSYDJV  اختصاصی وقت زیادی برای توسعه چنین سیستم تولید نیشکر می باشد وپایه این سیستم سازگار کردن فاصله ردیفها ی کشت نیشکر با فاصله چرخهای تجهیزات سنگین (ماشینهای برداشت و حمل نیشکر) برای جلوگیری از خسارت به کنده های نیشکر و به حداقل رساندن فشردگی خاک در نزدیکی ردیفهای نیشکر می باشد.اکنون فاصله مناسب ردیفهای کشت ۱٫۸-۱٫۹ می باشد ولی فاصله ردیفهای کشت و فاصله چرخها کاملا بهم وابسته و باید سازگار باشند .

کم خاکورزی یا کشت مستقیم در ترکیب با کنترل ترافیک(Robothom,2003) به منظور کاهش هزینه عملیاتی ،حداقل کردن خسارت به خصوصیات فیزیکی خاک ،حداقل کردن اثرات زیانبار روی موجودات زنده خاک و نگهداری مواد الی خاک می باشد.بستر های برجسته (پشته ها )در نواحی مرطوب تر به منظور به حداقل رساندن اثرات ممکن زیانبار غرقابی استفاده می گردند.

 سود مندیهای استفاده از لگوم در تناوب زراعی مواردی مانند شکستن سیستم تک محصولی تولید نیشکر،تجهیز نیشکر به سیستم ریشه توسعه نیافته، مدیریت پاتوژنهای ریشه و تامین یک منبع بیولوژیکی تثبیت ازت را شامل می گردد. علاوه بر این با استفاده از سیستم کم خاکورزی تراش بین دوره‌های  (از پلنت تا آخرین راتون) محصول نیشکر روی سطح خاک نگهداری می گردد و مواد الی و خصوصیات فیزیکی خاک را بهبود میدهد وهمچنین ظرفیت اب نگهداری خاک را نیز افزایش میدهد.

نتایج ازمایشهای انجام شده در مقیاس بزرگ بروشنی نشان میدهد که ترکیب این اجزا در یک سیستم زراعی تولید نیشکر امکان پذیر است و هیچ مانع بزرگی در اجرای سیستم یشنهادی وجود ندارد.در این مرحله تنها محصول پلنت از این سیستم ازمایشی برداشت  گردید و گرچه بازده محصول به طور قابل توجهی افزایش پیدا نکرد(بجز در استفاده از لگوم در تناوب زراعی)ولی صرفه جویی قابل توجهی در هزینه ها با استفاده از لگوم در تناوب زراعی و پس از ان از طریق کشت نیشکر به روش کم خاک ورزی و کشت مستقیم بدست امد (garside ,2002;pell etal;2003;garside etal;2004).مزایای کنترل ترافیک مشخص است و چنانچه در راتونها کنترل ترافیک اجرا شود منافع قابل توجهی بدست می اید.

تغییرات پیشنهادی در سیستم زراعی تولید نیشکر بوسیله توسعه تجهیزات مناسبی مانند شکل دهنده های بستر کشت،کارنده های شیار باز کن دو بشقابی کشت مستقیم نیشکر بدون خاکورزی و هاروسترهای مناسب و اصلاح شده جهت برداشت کشت دوردیفه و سازگار کردن فاصله ردیفهای کشت و فاصله چرخها پشتیبانی می گردد.(a&b norrish etal; 2000 ,robotham2000).ماشین الات کشت مستقیم لگوم در بقایای نیشکر در دسترس قرار دارد.

هدف از  تمرکزخاص روی برنامه توسعه ماشین الات نگهداری ماشین الات اولیه باتغییرات اندک است بنابراین به حداقل رساندن سرمایه گذاری در این زمینه و تسهیل پذیرش تغییرات مورد نظر می باشد. به گواه نیشکر کارانی که این تغییرات را انجام دادند هزینه های ان ناچیز می باشد و با قبول سیستم پیشنهادی از طریق کوچک کردن اندازه تراکتورها و برچیدن تجهیزات خاکورزی مازاد بر احتیاج امکان کاهش هزینه ها ی ماشین الات فراهم می گردد.

مزایای تغییرات در سیستم زراعی تولید نیشکر

تغییر در سیستم تولید نیشکر در حال ترویج می باشد و هنوز در مرحله توسعه قرار دارد اما باور کافی در بسیاری از نیشکر کاران استرالیا نیز برای بکارگیری برخی از اجزای این سیستم وجود دارد و شمار کمی ازنیشکر کاران استرالیا در این مرحله از استقرارکامل این سیستم استقبال می کردند.

این سیستم (سیستم جدید تولید نیشکر) برپایه اصول زراعی زیر استوار است:

  • مواد الی کلید سلامتی خاک می باشد
  • سیستم تک محصولی تولید نیشکر نامطلوب است
  • تا انجا که امکان پذیر است باید از فشردگی خاک جلوگیری بعمل اید
  • خاکورزی شدید مواد الی وساختمان خاک را تخریب می کند وموجودات زنده خاکزی را از بین می برد و همچنین بسیار پر هزینه می باشد

سودمندیهای که با پذیرش و استقرار چنین سیستمی می توان پیش بینی کرد شامل موارد زیر است:

  • استفاده از لگوم در تناوب زراعی تعادل بیولوژیکی خاک را بهتر ،پاتوژنهای ریشه را کنترل و باعث تثبیت بیولوزیکی ازت می گردد و تا حدود زیادی نیاز به کود ازته را کاهش میدهد و رشد و بازده نیشکر را بهبود می بخشد.
  • جداکردن محل عبور ماشین الات برداشت و حمل نیشکر از ردیفهای نیشکر و حوزه فعالیت ریشه از طریق اجرای کنترل ترافیک جهت کاهش تاثیر فشردگی خاک
  • کم خاکورزی وبی خاکورزی مواد الی خاک را نگهداری می کند،ساختمان خاک را بهبود می بخشد ،زندگی موجودات مفید خاک را مختل نمی کند و رواناب و فرسایش سطحی را نیزکاهش میدهد.
  • نیاز به خاکورزی جهت برچیدن فشردگی خاک وجود ندارد
  • اثر بی هوازی را کاهش میدهد
  • بهبود انجام بهنگام انجام عملیاتهای کشاورزی
  • صرفه جویی در هزینه های سوخت و نیروی کار
  • نشان میدهد که با پوشش مستمر خاک بوسیله تراش نیشکر علفهای هرز به مشکل کوچکتری تبدیل خواهند شد و مصرف علف کشها نیز کاهش می یابد

 

نتیجه گیری

سیستم پیشنهادی تولید نیشکر در حال توسعه می باشد واین سیستم بوسیله تحقیقات بسیاری که در شناسایی عواملی که در کاهش تولید نیشکر نقش دارند و همچنین تحقیقاتی که بهترین شیوه مدیریت این عوامل را امکان پذیر ساخته است بیمه گردیده است.سیستمی که در بالا مورد بحث قرار گرفت نباید به عنوان یک راه کار تجویزی در نظر گرفته شود.مبانی زراعی سیستم پیشنهادی نگهداری مواد الی خاک،شکستن تک محصولی نیشکر،کاهش خاکورزی وکنترل ترافیک می باشد وهر گونه تغییری در اجزا سیستم تازمانیکه تقریبا و بطور قطع خروجی ان مشابه سیستم پیشنهادی باشد مورد توافق قرار دارد.

این سیستم عناصری از صرفه جویی درهزینه ها رانیز دربردارد و بنابراین سوداوری را بهبود می بخشد (dent etal,2003,Garside etal;2004). نگهداری منابع خاک را بهبود می دهد،خاکورزی ،میزان کود و مصرف سوخت را کاهش میدهد.همه این عناصر از نظر زیست محیطی دارای اهمیت هستند.همچنین نشانه های خوبی از بهبود عملکرد نیز وجود دارد.در این مقاله اجرای این سیستم در صنایع نیشکر استرالیا مدنظر می باشد و غیر از ان مطرح نمی باشد زیرا صنعت نیشکر استرالیا دارای مکانیزه ترین سیستم تولید نیشکر در سراسر دنیا است و تا حدودی منحصر به فرد است و میزان قابل توجهی از مشکلات در مورد کاهش بازده نیشکر  ناشی از عدم کنترل ماشین الات سنگین در مزرعه روبرو است.

با این حال بسیاری از صنایع نیشکر دنیا در حال توسعه مکانیزاسیون هستند وهیچ دلیلی وجود ندارد باور کنیم که مشکلاتی که امروز گریبانگیر صنعت نیشکر استرالیا است در صنایع دیگر رخ نخواهد داد. بدیهی است اکنون بارگیری مکانیکی وحمل(ترددماشینهای سنگین در مزارع نیشکر)در بسیاری از نواحی کشت نیشکر مشترک است و خسارات ناشی از این عملیات بستگی به چگونگی اجرای کنترل ترافیک در مزرعه دارد زیرا اگر کنترل ترافیک بخوبی اجرا گردد زیانهای وارده به محصول در اثر فشردگی کاهش می یابد.همچنین تمام صنایع نیشکردنیا به شدت بر پایه سیستم تک محصولی قرار دارند و به احتمال زیاد کاهش عملکرد نیشکرنتیجه اثرات دراز مدت این سیستم است. بنابراین سسیستم مورد بحث در اینجا یا حداقل بعضی از اجزای ان در صنایع نیشکر سراسر دنیا اجرا شدنی هستند.

منابع:
Garside, A.L., Bramley, R.G.V., Bristow, K.L., Holt, J.A., Magarey, R.C.,
Nable, R.O., Pankhurst, C.E., and Skjemstad, J.O. (1997b). Comparisons
between paired old and new land sites for sugar cane growth and yield and soil
chemical, physical, and biological properties. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech.,
۱۹۹۷ Conf., pp. 60 – 66.
Garside, A.L., Magarey, R.C. and Braunack, M.V. (2000c). Soil Health. In:
Hogarth, D.M. and Allsopp, P.G. (eds.) Manual of Canegrowing, Brisbane,
ISBN 0 949678 05 8, pp. 141 – 151.
Garside, A.L., Noble, A.D., Berthelsen, J.E., and Richards, C.L. (1998).
Fallow histories: effects on nitrogen contribution, growth and yield of plant and
ratoon crops of sugarcane. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech., 20: 104–۱۱٫
Garside, A.L., Smith, M.A., Chapman, L.S., Hurney, A.P., Magarey, R.C.,
(۱۹۹۷a). The yield plateau in the Australian sugar industry: 1970-1990. In:
Keating, B.A., Wilson, J.R. (Eds.), Intensive Sugarcane production, Meeting
the Challenges beyond 2000. CAB International, Wallingford, UK. pp. 103-
۱۲۴٫
Garside, A.L., Watters, T.S., Berthelsen, J.E., Sing, N.J., Robotham, B.G.,
and Bell, M.J. (2004). Comparisons between conventional and alternative sugarcane
cropping systems which incorporate permanent beds, minimum tillage,
controlled traffic and legume fallows. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech., 26:
ISSN 0726-0822.
Holt, J.A. and Mayer, R.J. (1998). Changes in microbial biomass and protease
activities of soil associated with long term sugarcane monoculture.
Biology and Fertility of Soils 27: 127 – ۱۳۱٫
King, N.J. and Steindl, D.R.L. (1953). The relationship between variety
yield deterioration and ratoon stunting disease. Proceedings International
Society of Sugar Cane Technologists,VIII Congress, British West Indies, pp
۸۵۱ – ۸۶۰٫
Maxwell, M. (1900) Report upon an investigation into the condition of the
sugar industry in Queensland. Dept. of Agriculture, Brisbane, Qld. Publ.
Magarey, R.C. (1994). The effect of Pachymetra root rot on sugar cane
yield. Plant Disease 78, 475 – 477.
Magarey, R.C. and Croft, B.J. (1995) A Review of root disease research in
Australia. Proceedings International Society of Sugar Cane Technologists,
XXII Congress., Colombia, September 1995.
Magarey, R.C., Yip, H.Y., Bull, J.I., Johnson, E.J. (1995). Recent studies
into the soil biology of yield decline. Proceedings Australian Society of Sugar
Cane Technologists, 1995 Conference, pp.128 – 133.
Magarey, R.C., Bull, J.I., Blair, B.L. and Johnson, E.J. (1997). Biological
studies of soils in paired old and new land sites growing sugarcane. Aust. J.
Exp. Agric. 37: 451 – 457.
Manglesdorf, A.J. (1959) Genetic aspects of yield decline. Proceedings
International Society of Sugar Cane Technologists, X Congress. pp 72 – 76.
Moody, P.W., Bramley, R.G.V., Skjemstad, J.O., Garside, A.L., Bell, M.J.
(۱۹۹۹). The effects of fallow and break crops on the quantity and quality of soil
organic matter in cane soils. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech., 21: 87 – 91.
Moore, P.H., Heinz, D.J. and Osgood, R.V. (1993). The yield decline
conundrum: variety yield decline, fact or fiction? Hawaiian Sugar Planters
Association, Experiment Station Journal, Paper No. 763.
Noble, A.D. and Garside, A.L. (2000). Influence of soybean residue management
on nitrogen mineralisation and leaching and soil pH in a wet tropical
environment. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech., 22: 139 – ۱۴۶٫
Norris, C.P., Robotham, B.G. and Bull, T.A. (2000). High density planting
as an economic production strategy: a farming system and equipment requirements.
Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech., 22: 113 – ۱۱۸٫
Norrish, S. (1996). Constraints to the adoption of green cane trash blanketing
in central and southern districts. Bureau of Sugar Experiment Stations
Publ., SD96005, 75 pp.
Pankhurst, C.E., Hawke, B.G. and Brisbane, P.G. (1996). Use of FAME
(Fatty Acid Methyl Ester) analysis to quantify changes in soil microbial communities
associated with sugarcane yield decline, pp 254 – 255. In: Wilson,
J.R., Hogarth, D.M., Campbell, J. and Garside, A.L. (Eds), Sugarcane:
Research towards efficient and sustainable production. CSIRO Div. Tropical
Crops and Pastures, Brisbane.
Pankhurst, C.E., Magarey, R.C., Stirling, G., Holt, J., and Brown, J.D.
(۱۹۹۹). Rotation induced changes in soil biological properties and their effect
on yield decline in sugarcane. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech., 1999 Conf.,
  1. ۷۹ – ۸۶٫
Pankhurst, C.E., Hawke, B.G., Holt, J.A. and Magarey, R.C. (2000). Effect
of rotation breaks on the diversity of bacteria in the rhizosphere of sugarcane
and its potential impact on yield decline. Proc. Aust. Soc. Sugar Cane Tech. 22,
۷۷-۸۳٫
Pankhurst, C.E., Magarey, R.C. Stirling, G.R., Blair, B.L., Bell, M.J. and
Garside, A.L. (2003). Management practices to improve soil health and reduce
the effects of detrimental soil biota associated with yield decline of sugarcane
in Queensland, Australia. Soil & Tillage Res. 72:125 – ۱۳۷٫
Robotham, B.G. (2000a). Double Disc openers for sugarcane planters.
BSES Bulletin 69:10-11
Robotham, B.G. (2000b). The yellow brick road to the sugar mill. Year
۲۰۰۰ Australian Sugar Convention Proceedings Handbook pp95-101.
Robotham, B.G. (2003). Why the Australian sugar industry must adopt
controlled traffic and minimum tillage. BSES Bulletin 82: 14 – ۱۶٫
Robotham, B.G. and Garside, A.L. (2004). What is the right row spacing
for sugarcane and why is it important? BSES Bulletin, Issue 3, 2004, Issue 4,
  1. ۳ – ۶٫
Skjemstad, J.O., Taylor J.A. and Janik, L.J. (1995). Establishing organic
matter base-line data on Yield Decline Joint Venture sites. CSIRO Div. Soils,
Adelaide, Report to SRDC.
Smith, M.A. (1993). Is green cane trash blanketing as productive as burnt
cane alternatives? BSES Technical Report, TE93003.
SRDC (1995) Research and Development Plan 1995 – 2000. Sugar
Research and Development Corporation, Brisbane.
Stirling, G.R., Blair, B., and Whittle, P. (1996). Nematode pests: their role
in yield decline of sugar cane and opportunities for improved management
practices. In Sugar Cane: Research towards efficient and sustainable production
(Eds. J.R.Wilson, D.M.Hogarth, J.Campbell, A.L.Garside) Publ.CSIRO,
Divis. Trop. Crops and Past., Bris., Qld. pp. 228 – 229.
Stirling, G.R., Blair, B.L., Garside, A.L. and Whittle, P.J.L. (1999). Lesion
nematode (Pratylenchus zeae) is a component of the yield decline complex of
sugarcane. Proc. First Aust. Soilborne Disease Symp., Gold Coast, Aust., Feb.
۹ – ۱۲, ۱۹۹۹, pp. 15 – ۱۷٫
Stirling, G.R., Blair, B.L., Pattemore, J.A., Garside, A.L. and Bell, M.J.
(۲۰۰۱) Changes in nematode populations on sugarcane following fallow, fumigation
and crop rotation, and implications for the role of nematodes in yield
decline. Australasian Plant Pathology. 30: 323-335.
Wegener, M.K. (1985). The contribution of science to Australian tropical
agriculture. IV. The sugar industry. Jour. Aust. Instit. of Agric. Sc. 51, 29 – 41.
Willcox, T.G., Garside, A.L. and Braunack, M.V. (2000). The sugarcane
cropping system. In: Hogarth, D.M. and Allsopp, P.G. (eds.) Manual of
Canegrowing, Brisbane, ISBN 0 949678 05 8, pp 127 – ۱۳۹٫
Wood, A.W. (1985) Soil degradation and management under intensive
sugar cane cultivation in north Queensland. Soil Use and Management 1:
۱۲۰-۱۲۴٫
Wood, A.W. (1986) Green cane trash management in the Herbert Valley.
Proceedings Australian Society of Sugar Cane Technologists, 1986
Conference, pp 85 – 94.
Wood, A.W. (1991) Management of crop residues following green harvesting
of sugar cane in north Queensland. Soil and Tillage Research, 20, 69
[۱]  RSD : کوتولگی راتون
[۲]  Poor Root Syndrome : بیماری قارچی ریشه نیشکر می‌باشد که باعث فساد و گندیدگی ریشه‌هیای ساقه اولیه نیشکر می‌گردد
(Primary Shoot Roots) و در اراضی محدوده ساحلی ایالت کوینزلند استرالیا قارچ Phachymetra Chaunoriza بعنوان عامل این بیماری شناخته شده است.
[۳]  کشت مخلوطی از غلات و بقولات علوفه‌ای استوایی که پس از درو محصول روی زمین باقی می‌ماند و معمولاً بین ۲۰-۱۵ تن ماده خشک آلی به خاک اضافه می‌شود.
[۴]  گیاهان خانواده بقولات هستند که از طریق همزیستی با باکتریهای ریزوبیوم باعث تثبت نیتروژن در خاک می‌شوند
[۵]  Biota:تمام موجودات زنده جانوری،گیاهی،قارچها و میکروارگانیسمهایی که در یک زمان خاص در یک منطقه خاص یافت می شوند.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true