×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۱ اردیبهشت - ۱۴۰۰  
true
true

منوچهر شفیانی جوانمرگ شد. این قبول. ولی آیا راه و مسیری که منوچهر شروع کرد و در نیمه راه، نیمه تمام به خاک افتاد نیز دچار جوانمرگی شده است؟ کدام راه؟ بگوییم ادبیات مدرن بومی یا همین قصه نویسی اقلیمی.

این که دیگر نیاز به توضیح ندارد و شک هم روا نیست که در میان نسلهای مختلف داستان نویسی ما این منوچهر شفیانی و بهرام حیدری اند که نمادهای مسلم و غیرقابل انکار داستان نویس اقلیمی ـ بومی در زادبوم بختیاری به طور خاص و به طور عام در کل ایران به شمار می آیند.

و چرا نه مثلن محمود دولت آبادی که در بوم واره های خراسان قلم زده ـ کلیدر، جای خالی سلوچ ـ  و یا غلامحسین ساعدی که گویا از روستاهایی به صورت فراگیر ایرانی سخن رانده ـ ترس و لرز، چوب بدست های ورزیل ـ و یا دیگران و دیگران؟

توضیح می دهم. بدین لحاظ؛ که چندپاره گی و چندگانگی و شمولیت عام تر قصه های دولت آبادی و یا جهان بینی خاص ساعدی که مثلن ماجراـ روایتِ ترس و لرز می توانسته حتا در روستایی متعلق به کشوری آفریقایی اتفاق بیفتد، مرا به طور خاص معطوف به این نکته می کند که این شفیانی وحیدری اند که قصه هایشان خاصه در بلاد بختیاری بعنوان یک نمونه ی ویژه به وقوع پیوسته. از آداب و رسوم بختیاری در داستان ها اشارت آمده. از وقایع واقعی که در تاریخچه ی به طور عمده شفاهی و نقل و قول های سینه به سینه ی مردم حفظ شده، انتقال یافته و گاه به اساطیر پیوند خورده ـ و در زمانی نیز کمرنگ و رقیق شده ـ به دل رویا نقب زده شده و ماجراهایی آفریده شده که گویا خود وقایعی دیگر است. روایاتی که به زادبوم دیگری متعلق نیست. هر چند سخت هم نیست باور اینکه مثلن ماجرا در اقلیم دیگری با مختصات ویژه و انحصاری همانند بختیاری ها و مناطق بختیاری نشین روی دهد.

همین وجه آشکار و در عین حال مرز باریک تفاوت قصه گویی شفیانی و حیدری مثلن در مقابل دولت آبادی و ساعدی است.

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true