×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۱۲ آذر - ۱۴۰۰  
true
true
نگاهی به علل و زمینه های شکست نهضت ملی شدن نفت

درباره علل شکست نهضت ملی شدن نفت و سقوط دولت دکترمصدق دو پرسش بسیارمحوری و مهم قابل طرح است . اول اینکه علل و زمینه های درونی شکست نهضت چه بود ودوم آنکه اگرکودتای مردادماه ۳۲ نیزبه انجام نمی رسید ، دولت ملی دکترمصدق تاچه حدشانس بقاء داشت ؟پاسخ به پرسش دوم به ویژه ازاین جهت اهمیت دارد که اساس گفتمان مسلط ایرانیان درخصوص کودتای ۳۲ بنوعی علت اصلی شکست دکتر مصدق و برکناری دولت او راخیانت اطرافیان وی ودخالت خارجی قلمداد می کند.
براساس این گفتمان نهضت مزبور درحال توسعه و فتح قله های رفیع وتسخیرناپذیر استبداد و استعماربود که بناگاه با توطئه ی امریکا , انگلیس ودربار وخیانت برخی از نزدیکان مصدق در جبهه ی ملی کودتایی صورت گرفت و کار نهضت را بشکست کشانید. درپاسخ به پرسش اول همه شواهد تاریخی نشان میدهدکه نهضت ملی نفت درایران همچون انقلاب مشروطه محصول ائتلاف طبقه متوسط جدید شهری با اقشار و طیفهای سنتی جامعه بوده است.

در اینجا نیز بین روشنفکران روحانیان و بازار وکسبه ائتلافی روی حمایت ازنهضت ملی وشخص دکتر مصدق صورت گرفت. بنابراین کانون نیروبخش نهضت ائتلاف یادشده بود بهمین سبب تاآنجاکه این ائتلاف و انسجام پابرجابود نهضت نیزباقوت وقدرت به پیش میرفت وآنگاه که ائتلاف مزبورراه فروپاشی وگسست را برگزید هرآینه به سستی وشکست کامل نزدیکتر گردید. ما می دانیم که در تیرماه ۳۱علیرغم انکه شاه فرمان برکناری مصدق را صادرنمود بواقع ائتلاف طبقات جدید و سنتی شهرنشین با قدرت خیابانها رادرحمایت ازدولت ملی دکترمصدق تسخیرکرده ودربار را واداربه عقب نشینی نمود.
بااین همه فروپاشی تدریجی ائتلاف مزبور پس ازتیرماه ۳۱کار را بدانجا کشاندکه در روز۲۸ مرداد ۳۲ ارتش به آسانی واردخیابانهای خالی پایتخت شده ودولت ملی راساقط ساخت. بنابرهمین نگرش می توان ادعا نمود که جبهه ملی برهبری دکترمصدق بایک ائتلاف وسیع بین طیفهایی از طبقه متوسط سنتی وجدید دو فرازسرنوشت سازتاریخی را تجربه نمود. اولین فرازباروی کار آمدن دولت دکترمصدق ازسال۱۳۳۰تا تیرماه ۱۳۳۱تداوم یافته و دومین فراز دربرگیرنده حوادث پس ازتیرماه ۳۱ تاکودتای ۲۸ مرداد ۳۲بوده است. انچه مسلم می نماید این است که اتحاد و ائتلاف طبقات متوسط جدید و سنتی شهرهای بزرگ بویژه تهران تاتیرماه ۳۱برقراربوده و با قاطعیت و اتحاد و انسجام کامل ازنهضت ملی ودولت برآمده ازآن حمایت میکرد. بهمین سبب روند شتابناک حوادث درجهت موفقیت وپیروزی نهضت ویکپارچگی حامیان آن به پیش میرفت . با اینهمه فرازدوم حوادث وتحولات بدلیل سست شدن حامیان طبقاتی نهضت راه معکوسی رادرپیش گرفت.
حقیقت آن است که بدلیل اختلافات عمیق رهبران و پیشگامان نهضت پس از تیر ۳۱ این ائتلاف تدریجا از هم گسیخت. خاصه اینکه سرکردگان طیفها و اقشار سنتی نهضت پس ازحمایتهای تحسین برانگیز ازمصدق باچرخشی عجیب به مخالفت باجبهه ملی پرداخته و تدریجا راه نزدیک شدن به دربار را در پیش گرفتند . شاید بتوان یکی ازدلایل فروپاشی واضمحلال ائتلاف یادشده رانفود حزب توده در بین روشنفکران و تشکیل شتابناک اتحادیه های کارگری وابسته بدان دانست که بسیاری را به هراس ووحشت افکنده بود. این وحشت فزاینده روحانیون, سرمایه داران (که کارگرانشان تحت تاثیر تعالیم حزب توده عملا در برابرآنها تمردوحتی اعتصاب میکردند) و دیگر رهبران طبقه متوسط سنتی و بخشهایی از اقشار عادی مردم را بسوی اتحاد و ائتلاف بادربار و ارتش سوق داد. شکی نیست که حوادث قبل ازکودتا نگرانیهای فراوانی را فرا روی بخش قابل توجهی ازجامعه قرارداده بود.

درروزهای منتهی به کودتا خیابانها ی شهرهای بزرگ مدام درتسخیرحزب توده و جریانهای مخالف آن قرارداشت. همچنین بدلیل اعتصابات دائم کارگری شاخص تولید ملی افت کرده وتورم نیزبدلیل تحریمهای نفتی و منازعات صنفی بشکل روز افزونی بالارفت. موارد یادشده فوق نشان می دهد که علل وزمینه های داخلی شکست نهضت حداقل ظرف یکسال پیش ازکودتای نظامیان ودربار بشکل نگران کننده ای دولت دکترمصدق را با بن بستهای نفس گیر و هراس اور مواجه ساخته بود. جدای از همه اینها مصدق در برابر بن بست مذاکرات , بدون هرگونه ابتکارعملی به حاشیه و انفعال گرایید . با آبستراکسیون نمایندگان وابسته به جبهه ملی در مجلس هفدهم , این مجلس عملا ازابتدای سال۳۲ تعطیل شد. (قبل از آن خود مصدق مجلس سنارا نیز منحل کرد) نهایت اینکه پیش از کودتای مرداد ۳۲ مصدق وجبهه ملی عملاشکست خورده وشانسی درتحولات اینده کشورنداشتند.

بنابراین روشن است ائتلافی که جبهه ملی را به پیروزی رساند, متلاشی شد. حزب توده در اوایل سال ۳۲ بناگاه مصدق راابزار دست امپریالیسم آمریکا خواند و ازحمایت اودست کشید. مهمتر ازهمه اینکه درعرصه مذاکرات برسرحل مشکل بادولت انگلیس و رفع بحران نفت ، مصدق ودولت او بدون هرگونه توفیقی در انزوا و انفعال قرارگرفتند. بدیهی است باکمی تامل بر حوادث تلخ دوران افول نهضت ملی شدن نفت درایران می توان درک واقع بینانه ای ازعلل وزمینه های داخلی شکست آن بدست اورد. مضافا آنکه بااستناد به زمینه ها و علل یادشده شاید بتوان پاسخ لازم را نیز به پرسش دوم فراچنگ اورد. به باور صاحب این نوشتار شوربختانه نهضت ملی شدن نفت حتی قبل ازکودتا چه درعرصه روابط بین المللی و چه درعرصه داخلی کاملا شکست خورده و سرنوشتی جز فروپاشی نداشته است. همه شواهد تاریخی نشان می دهد که از ابتدای تابستان۳۲ سررشته امورازدست دولت مصدق خارج شد .

بویژه پس از وقایع ۲۵مردادماه که خیابانها به تصرف هواداران حزب توده درآمد همه نیروها و جریانها از جمله دولت نیز بوحشت افتادند. همین وحشت و هراس موجب شد تا بافرمان دکترمصدق ارتش به سرکوب اعتراضات خیابانی و بازگرداندن معترضین به خانه هایشان بپردازد والبته همه می دانیم که ارتش نیز از این پیشامد طلایی استفاده برده و در روز۲۸ مرداد توانست باکودتایی لرزان به آسانی دکتر مصدق ودولت ملی اورا بزیر بکشد. نکته بسیار مهم واساسی آن بود که درست وقتی از صبح ۲۸مرداد کودتاگران و حامیان انها برخیابانهای تهران تسلط یافتند هیچ خبری ازهواداران جبهه ملی ودکترمصدق نبود. این پرسش مهم که طی آن چند ساعت کودتایی کسانی که در۳۰ تیر باحضور خیابانی خویش شاه را وادار به عقب نشینی کرده ودکتر مصدق را مجددا بقدرت رساندند کجا بودند؟ می تواند بسیاری از ابهامات تاریخی ما را درخصوص شکست نهضت ملی و علل پیروزی کودتا روشن سازد. بواقع بنظرمیرسدکودتای نظامی کمترین نقش را درسقوط دولت ملی برعهده داشته و سایرعوامل پیش گفته سهمی بمراتب بیشترازکودتا در سرانجام کارنهضت ودولت برامده ازآن بخود اختصاص خواهندداد. بنابردلایلی که در نوشتار بالا امد میتوان برنتایج زیرتاکید نمود که مطابق شواهد و سوابق تاریخی:
۱-نهضت ملی شدن نفت و موفقیتهای ان محصول ائتلاف واتحاد استراتژیک طبقات متوسط سنتی و جدید شهری بوده و اختلاف و از هم گسیختگی درائتلاف مزبور زمینه های موثری رادرشکست وفروپاشی نهضت فراهم آورد.
۲-نهضت ملی شدن نفت درایران علیرغم توفیقات اولیه , بدلیل ناتوانی درحل معضلات داخلی وبن بستهای بین المللی بویژه فروپاشی ائتلاف حامیانش , قبل ازکودتا به بن بست وشکست گرایید.
۳- پیروزی کودتای نظامیان ، دربار و حامیان خارجی ان پیش ازهرچیز دیگری محصول فروپاشی ائتلاف و اتحادطبقات حامی نهضت و عدم توفیق دکترمصدق ودولت اودرجریان مذاکرات خارجی وبن بستهای بین المللی بود.
۴- شکست دیپلماتیک دکترمصدق در رفع اختلاف بادولت انگلیس و فرو غلطیدن دربن بست مذاکرات موجب گردید تا امریکا نیز با انگلستان برسر برکناری وسقوط دولت او به توافق و تفاهم برسد.
نتیجه اینکه نهضت ملی شدن نفت انچنان پشتوانه های داخلی و خارجی خودرا ازدست داده و دربن بستهای تو درتو گرفتارآمده بود که پیش ازکودتا رمق وتوان لازم راجهت اداره امورکشور از کف نهاد. بنا براین باتوجه به دلایل پیش گفته بنظر میرسد حتی اگرکودتایی هم صورت نمی گرفت دولت ملی دکترمصدق هیچ شانسی برای بقاء نداشت. بعید نبود که بدون کودتا نیز گرداب منازعات روزافزون داخلی و بن بست درعدم دستیابی به یک راه حل دیپلماتیک دولت را ظرف مدت کوتاهی درکام خود فرو می بلعید.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true